تبلیغات
دانستنیهای علمی

موریانه

موریانه حشره‌ای است از راسته مساوی‌بالان.

موریانه‌ها حشراتی هستند که بدنی نرم دارند و به کندی حرکت می‌کنند به حکم طبیعت تا پایان عمر در دژ تاریکی که محل اجتماع آنهاست به سر می‌برند. زیرا در روشنایی آفتاب و فضای باز یارای ایستادگی در برابر دشمنان بی‌شمار خود را ندارند. موریانه‌ها حشراتی هستند اجتماعی که دو نوع از آنها دیده می‌شود: یک نوع در داخل چوب‌های منازل زندگی می‌کنند و نوع دیگر مخصوص نواحی استوایی بوده و در بیابان‌ها برای خود مسکن می‌سازند و طول خانه‌هایشان گاهی به ۵ متر و قطرش به ۸ متر می‌رسد و بسیار هم سخت است، بطوری که با کلنگ هم شکسته نمی‌شود.

در حالت کلی موریانه‌ها، شاه، ملکه، شاهزاده، کارگر و سرباز دارند و اگر تپه آنها را بشکافید همه اینها را از هم تشخیص خواهید داد. تعداد زیادی از موریانه‌ها با استفاده از چوبهای جویده شده و یا گل لانه‌های بزرگی درست می‌کنند. این لانه‌ها بسیار اصولی ساخته شده و برای ساخت آن هر موریانه وظیفه مشخصی دارد. معمولاً موریانه‌ها در درون لانه‌هایشان پنهان می‌شوند، ولی در صورتی که کسی مزاحم آنها شود یا برای تشکیل اجتماع جدید قصد پرواز داشته باشند، از لانه‌هایشان بیرون می‌آیند.

تنوع موریانه‌ها در هر دسته

امروزه در حدود دو هزار گونه موریانه در دنیا می‌‌شناسیم که در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر فراوانند یکی از نمونه‌های بزرگ و معروف آن موریانه تپه سیاه است که در دماغه امید (جنوب افریقا) به سر می‌برند و نام علمی آن آمی ترمز آتلانتیکوس است. گونه دیگری که خیلی نزدیک به این نوع و دارای عادات مشابه است در افریقا و همچنین در استرالیا و بعضی نواحی آمریکا و هندوستان و مالایا و سواحل مدیترانه یافت می‌شود. البته بطور عمده در سراسر ایالات متحده آمریکا و نیز در قسمت جنوبی کانادا یافت می‌شود. در اروپا تا مناطق شمالی این قاره مثلاً تا پاریس و وین جای زیست موریانه است، اما پرشمارترین موریانه‌ها در مناطق باران خیز مدارگانی یافت می‌شوند.

در موریانه‌ها نیز مانند مورچه‌ها چند شکلی در هر دسته دیده می‌شود. یعنی در هر اجتماع موریانه تعداد زیادی موریانه‌های کارگر و و موریانه‌های مدافع یا سرباز موجود هستند. وظیفه کارگران تهیه غذا برای مجتمع است، یعنی چوب را می‌خورند و سپس گوارده آن را در اختیار دیگر موریانه‌ها قرار می‌دهند. سربازان بال ندارند، کور هم هستند، ولی با این وصف جنگجویان دلیری به شمار می‌روند. موریانه ملکه می‌تواند تا سی هزار تخم در یک روز بگذارد. او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانه‌های کارگر متکی است. بعضی از موریانه‌های ملکه می‌توانند تا ۵۰ سال زندگی کنند.

 ساختار بدن موریانه‌ها

بسیاری از مردم موریانه را با مورچه سفید اشتباه می‌گیرند. اگر چه موریانه‌ها نیز مانند مورچه‌ها جانورانی اجتماعی هستند، ولی به کلی با آنها تفاوت دارند. موریانه کمدی کلفت، رنگی روشن و شاخکهای یکنواخت و خمیده دارد. شکل هر موریانه به نوع وظیفه‌اش در اجتماع موریانه‌ها، بستگی دارد. برای مثال کارگرانی که وظیفه غذا دادن و تمیز کردن ملکه را به عهده دارند، معمولاً کور بوده و بدون بال هستند و دستگاه تناسلی هم ندارند. فقط موریانه نر دارای ۴ بال است و بیش از چند روزی زندگی نمی‌کند، یعنی پس از جفت گیری با نر تنها فرد ماده (ملکه) است که در اجتماع موریانه‌ها زندگی می‌کند و دارای شکمی بزرگ است و کارش فقط تخم‌گذاری است.

در دستگاه گوارش موریانه‌ها که از چوب استفاده می‌کنند، عده‌ای از تک یاختگان از دسته فلاژله‌ها به نام «پلی ماستیژین» زندگی می‌کنند که با موریانه‌ها زندگی اشتراکی دارند، بدین نحو که این تک سلولی‌ها دیاستازی به نام سلولاز ترشح می‌کنند که موجب هضم و نرم شدن چوبها می‌شود و در این حالت موریانه‌ها چوبهای نرم شده را می‌خورند.

 تپه‌های موریانه‌ای و زندگی اجتماعی موریانه‌ها

تپه‌های موریانه‌ای که به‌وسیله موریانه‌های تپه سیاه ساخته می‌شوند ممکن است به شکل لکه‌های نمایانی در تمام نقاط دامنه‌های کوهستانی جنوب غربی دماغه امید دیده شوند. سطح هر تپه درست مانند سطح خارجی مغز دارای برجستگیها و شیارهای مخصوصی است. بزرگ‌ترین آنها در حدود ۶۰ سانتیمتر بلندی دارد و پهنای قاعده آن نیز به ۶۰ سانتیمتر می‌رسد اگر یکی از آنها را بشکافیم دیده می‌شود که داخل آن مانند اسفنج است و از تعداد زیادی اتاقک تشکیل شده که عرض هر کدام از آنها ۲.۵ سانتیمتر است و با دریچه‌های کوچک راه دارد.

گرچه در یک تپه موریانه‌ای بزرگ ممکن است بیش از ۵۰۰۰۰ موریانه زندگی کنند ولی داخل آن همیشه تمیز است. این تمیزی به این دلیل است که موریانه‌ها مدفوعات خود را به منزله سیمان در ساختن دیواره‌های تپه و اتاقکها بکار می‌برند و لاشه‌ها را نیز می‌خورند و مصرف می‌کنند. بیشتر ساکنین تپه حشرات کوچکی به طول ۵ میلیمتر هستند که سرهایی سفید و بدنی به رنگ خاکستری تیره دارند. اینها کارگرها را تشکیل می‌دهند کارگرها ممکن است نر یا ماده باشند اندام تناسلی آنها رشد نمی‌کند و فعالیتی ندارد و فقط اثری از آن باقی است موریانه‌های کارگر کاملاً کورند و کارشان جمع آوری غذا و رسیدگی به بچه‌ها و پرستاری از شاه و ملکه و شاهزاده هاست.

موریانه ملکه می‌تواند تا ۳۰۰۰۰ تخم در یک روز بگذارد او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانه‌های کارگر متکی است بعضی از موریانه‌های ملکه می‌توانند تا ۵۰ سال زندگی کنند که از طول همه حشرات دیگر بیشتر است. افراد دیگری که در حدود یک دهم کلیه ساکنین تپه را تشکیل می‌دهند و با کارگران تفاوت دارند سربازها هستند که رنگشان زرد و سرشان بیضی شکل است و یک جفت آرواره بلند و نوک تیز دارند که سلاح آنها را تشکیل می‌دهد کار آنها دفاع در برابر هجوم دشمنان خارجی است. سربازها در کار کارگرها شرکت ندارند ولی همیشه برای حمله به دشمنانی که می‌خواهند به زور وارد جایگاه آنها شوند آماده‌اند. بزرگ‌ترین دشمن موریانه‌ها، مورچه‌ها هستند که اگر آنها را بگیرند فورا می‌کشند و لاشه شان را برای تغذیه به لانه خود می‌برند.

 لانه‌سازی

در مناطق مدارگانی، بسیاری از موریانه‌ها لانه سازی می‌کنند. لانه‌هایی به صورت تپه‌ها و گنبدها که حدود ۲۰ متر وسعت و ارتفاعی شاید بیشتر از ۱۰ متر از سطح زمین دارند. برخی دیگر از موریانه‌ها درخت آشیان هستند، یعنی آشیانه‌هایی به اندازه‌های گوناگون معمولاً به بزرگی یک توپ بستکبال، بر فراز درختان می‌سازند. موریانه‌ها در داخل چنین آشیانه‌هایی خود را از خطر حمله پرندگان، سوسمارها، عنکبوت‌ها و مورچه‌ها مصون می‌دارند.

آشیانه برخی از موریانه‌های افریقایی مانند چتر است، طوری که آب باران به اطراف آن سرازیر می‌شود. دسته‌ای دیگر از موریانه‌ها، لانه خود را به گونه‌ای می‌سازند که دمای درون آن هماهنگ‌پذیر گردد. لانه و آشیانه سازی موریانه‌ها نمونه شگرفی از کار غریزی است. این کار بر عهده کارگران نوزاد نهاده شده است. چرا که کارگران تازه تولد یافته هیچگاه در لانه پدر و مادر خود زیست نمی‌کنند و در نتیجه راهی برای آموختن لانه سازی ندارند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: حیوانات،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

موش ستاره پوزه

موش ستاره‌پوزه (نام علمی: Condylura cristata) موش‌کور کوچکی است از خانواده کورموش‌ها (Talpidae)، جنس کوندیلورا (Condylura) که در شرق کانادا و شمال شرقی امریکا یافت می‌شود.

زیست‌گاه آن مناطق پست و نم‌ناک است و از حشرات آبی، کرم‌ها، نرم‌تنان، و ماهی کوچک تغذیه می‌کند. پوست جانور از خز سیاه ضدآبی پوشیده شده و دم و پاهای بزرگی دارد. طول آن میان ۱۵ و ۲۰ سانتی‌متر است و ۵۵ گرم وزن و ۴۴ دندان دارد. ۲۲ شاخک گوشتین در انتهای پوزهٔ جانور آن را از دیگر موش‌کورها متمایز می‌کنند.

گمان می‌رود این شاخک‌های بسیار حساس با استفاده از تشخیص جریان الکتریکی در شکار، غذا را شناسایی می‌کنند. موش ستاره‌پوزه به تنها ۲۳۰ میلی‌ثانیه از شناسایی تا مصرف شکار احتیاج دارد و از این لحاظ سریع‌ترین پستان‌دار شناخته می‌شود.

شاهین دم‌قرمز، بوف بزرگ شاخدار، راسوی بدبو و دیگرراسوها و ماهیان بزرگ‌تر از شکارگران این جانور هستند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: حیوانات،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

پلنگ

پلنگ جانوری از پستاندارهای معروف جهان است. در حدود ۲۱ سال عمر می‌کند. زیستگاه و قلمرو ومحیط جنگل‌ها، درخت زارهای باز و بیشه زارها، دشتها و کوهستانها در بخش‌هایی از افریقا ، خاورمیانه و آسیا زیست می‌کند. پلنگ بطور آرام درمیان علفهای بلند ایست کرده دمش را تکان می‌دهد. آنگاه این گربه بزرگ بسوی شکار می‌تازد، یک بز کوهی یا یک آهوئی با چنگالهایش باشکار خود درحال جنگ است. پلنگ شکار را روی زمین می‌کشد وبا ضربه زدن به گردن و گلوی بز کوهی جانور را می‌کشد. پلنگ بجای اینکه شکار را در محل صید بخورد آن را به نقطه دیگری می‌برد، معمولاً شکار را از محل شکار دور می‌سازد. و در جائی امن و محفوظ از چنگ کفتار‌ها کرکس‌ها و روباه‌ها قرار می‌دهد.

پلنگ ایرانی

شهریورماه سال ۱۳۷۲، ماده یوزى به همراه سه توله تشنه خود براى نوشیدن آب وارد باغ هاى اطراف شهر بافق شد. تعدادى افراد غیرمحلى با چوب به مادر و توله‌هایش حمله كردند، مادر موفق شد از این مهلكه جان سالم به در ببرد، اما توله‌ها اسیر دست انسان‌هاى ناآگاه شدند.

دو توله زیر ضربات چوب جان خود را از دست دادند و توله دیگر زخمى و ضرب خورده با كمك مردم بافق و ماموران حفاظت از محیط زیست آن شهرستان نجات یافتند، این توله كه بعدها ماریتا نام گرفت به پارك پردیسان تهران منتقل شد و بعد از ۹ سال اسارت، در سال ۸۲ به دلیل عفونت ریوى جان باخت. ‌به گفته شاهدان عینى، ماده یوز تا مدت‌ها به نزدیكى محل واقعه مى‌آمد و توله‌هایش را صدا مى‌زد.

امسال علاقمندان به یوز آسیایى روز نهم شهریور (سالروز نجات ماریتا) را روز حفاظت از یوزپلنگ نامیدند و در مراسمى یك روزه یوز آسیایى را به عنوان سمبل و میراث طبیعى ایرانیان معرفى كردند.

نسل یوزپلنگ آسیایى در تنها زیستگاهش ایران، در حال انقراض است. خبر جدیدى نیست، اما این خبر در ایران به جز تعدادى علاقه‌مند به محیط ‌زیست، واكنشى را برنیانگیخته است.

وضعیت یوز آسیایى چندان امیدواركننده نیست، البته اقداماتى برای حفظ این گونه در حال انجام است. در گذشته، زیستگاه یوز پراكندگى وسیعى از شبه جزیره عربستان تا هندوستان و تركمنستان داشته است. اما در قرن اخیر بر اساس اطلاعات موجود نسل یوز آسیایى جز در ایران در سایر كشورها منقرض شده است: عراق ۱۹۲۹، كویت ۱۹۴۲، هند ۱۹۴۷، قزاقستان ۱۹۷۰، پاكستان ۱۹۷۲، تركمنستان ۱۹۷۳، عربستان ۱۹۷۳، عمان ۱۹۷۷


 یوزپلنگ آسیایی

زیستگاه‌هاى یوز در ایران: گستره اى از بمپور در بلوچستان تا طبس، پارك ملى گلستان در خراسان، منطقه حفاظت شده خوش ییلاق، پارك ملى توران و پارك ملى كویر (سمنان)، نفت شاه در باختران، منطقه حفاظت شده موته در اصفهان، تمام مناطق یزد، منطقه بهرام گور فارس، حاجى آباد در بندرعباس و پارك ملى خبر، روچون و راور در كرمان در سالهاى قبل زیستگاه یوز آسیایى به شمار مى آمد.

اما در سالهاى اخیر یوز فقط در مناطق نایبندانِ طبس، بافق، دره انجیر و كالمند در استان یزد، ذخیره گاه زیستكره توران و پارك ملى كویر در سمنان، میاندشت در خراسان شمالى و بجستان در خراسان رضوى مشاهده شده است.


 مشخصات یوز آسیایی

یوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار مى آید كه به دلیل داشتن دست و پایى بلند، بدنى كشیده و باریك و سینه اى فراخ تا حدود زیادى به سگ هاى تازى شبیه است. رنگ بدن یوز نخودى است و خال‌هاى ریز و درشتى آن را پوشانده است.

بسیارى از مردم یوز را با پلنگ اشتباه مى گیرند، اما تفاوت بارز این دو گونه در شكل خال‌هایشان است. در یوز خال‌ها توپر و گرد است، در حالى كه خال‌هاى پلنگ درشت و توخالى و گل مانند است. وجود نوار سیاه رنگى كه از گوشه چشم یوز تا دهان امتداد یافته و به "خط اشك" معروف است نیز از مشخصات بارز یوز به شمار میاید.

یوز سر كوچكى دارد و چشمانش براى بهتر دیدن از پشت بوته‌ها، نسبتا بالا قرار گرفته‌اند. همچنین یوز مى تواند با سرعت ۱۱۰ كیلومتر در ساعت ۵۰۰ متر بدود. یوزپلنگ آسیایى در طبیعت حدود ۱۲ سال زندگى مى كند. یوز ماده مى تواند یك تا هشت مرتبه بین سه تا چهار نوزاد به دنیا بیاورد. نوزاد یوز تا ۲۰ ماهگى باید در كنار مادر باشد تا نحوه شكار و گرفتن طعمه را آموزش ببیند.

خطراتى كه یوز را تهدید مى كند

دشمن طبیعى یوز، سگ‌ گله و پلنگ است. برخلاف تصور اكثر مردم، یوزها حیوانات آرامى هستند و هرگز به دام‌هاى اهلى حمله نمى‌كنند. سام خسروى‌فرد، مشاور پروژه حفاظت از یوز آسیایى در ایران مى گوید: ورود دام به زیستگاه یوز از تهدیدات اصلى زندگى یوزپلنگ است، علاوه بر این‌كه سگ گله ممكن است به یوز حمله كند، چوپانان هم به محض رویارویى با این حیوان با تصویر احتمال حمله یوز به دام‌ها، حیوان را با تیر یا سنگ مى زنند.

از سوى دیگر، با توجه به اینكه وجود آب در زیستگاه اصلى یوز كه دشت‌هاى باز و تپه ماهورهاى واقع در مناطق استپى و بیابانى است، یك موهبت محسوب مى‌شود، دام و بخصوص شتر وقتى سر آبشخور یا چشمه مى‌آیند، آن را اشغال مى كنند و دیگر نه یوز و نه طعمه هایش به آنجا نمى روند. در نتیجه طعمه هاى یوز مهاجرت مى كنند یا مى میرند و به دنبال آن زندگى یوز هم تحت تاثیر قرار مى گیرد.

گفتنى است كه غذاى اصلى این حیوان را آهو، جبیر، قوچ و میش، كل و بز و خرگوش تشكیل مى دهد كه امروزه به دلیل شكار بى‌رویه شكارچیان غیرمجاز مجهز به خودروها و موتورسیكلت‌هاى قدرتمند صحرایى، جمعیت آنها نیز به شدت در حال كاهش است.

 تلاش برای حفظ یوزپلنگ آسیایی

پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى، با همكارى برنامه توسعه سازمان ملل و سازمان حفاظت ازمحیط زیست در سال ۲۰۰۱ شروع به كار كرد. اعتبار این پروژه ۷۲۵ هزار دلار بود و سازمان حفاظت از محیط زیست هم تعهد كرد كه معادل همین مقدار پرداخت كند.

هوشنگ ضیایی مدیر پروژه، مى گوید: براى كار مطالعاتى و حفاظتى، ۵ منطقه انتخاب شد كه گمان مى‌رود ۸۰ درصد یوزهاى ایران در آن مناطق پراكنده‌اند. پارك ملى توران، پارك ملى كویر در استان سمنان، منطقه حفاظت شده بافق و پناهگاه‌هاى حیات‌وحش دره انجیر و نایبندان در استان یزد. ۳۲ نفر محیط بان علاقه‌مند هم استخدام كردیم به آنها آموزش دادیم تا ضمن حفاظت از منطقه و آماربردارى، از طریق آنها به مردم محلى آموزش هاى لازم داده شود.


 آمار موجود از یوز آسیایی

با اینكه آمار یوز آسیایى را در ایران گاهى بین ۵۰ تا ۶۰ قلاده و در كل، كمتر از ۱۰۰ قلاده عنوان كرده‌اند، سام خسروى فرد، مشاور پرو‍ژه بین‌المللى حفاظت از یوز آسیایى ترجیح مى‌دهد كه این اعداد را "حدس كارشناسى" بنامد تا "آمار"؛ چرا كه معتقد است یوزپلنگ حیوانى به شدت مخفى كار و فرارى از انسان است، به راحتى خود را در طبیعت استتار مى كند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست به دست هم مى دهند تا آمارگیرى از این گونه كارى بسیار مشكل شود.

هوشنگ ضیایى، بهترین روش آمارگیرى از یوز در ایران را استفاده از دوربین تله‌اى عنوان مى‌كند. دوربین‌هاى تله‌اى نوعى از دوربین‌هاى اتوماتیك هستند كه با عبور حیوان از جلوى چشمى دوربین، فاصله اى ۱۵ مترى را عكس مى گیرند. در واقع این دوربین‌ها حضور حیوان را هم بواسطه تغییر شدت نور دریافتى در لحظه عبور درمى‌یابند و هم از روى درجه حرارت بدن حیوان.

مراقبت در زمان بیهوشی و انجام عملیات نصب گردنبند جی پ اس بر روی یوزپلنگ -

وى مى‌گوید: ابتدا گذرگاه‌هاى یوز را از روى ردپاى حیوان مشخص كرده، سپس دوربین‌هاى تله‌اى را در آنجا كار مى‌گذاریم. خال‌هاى روى بدن یوز، مانند اثر انگشت انسان، منحصربفرد است. بنابراین از روى عكس‌ها، تعداد یوزها را در آن فاصله، مشخص كرده و با انجام كارهاى آمارى جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین مى‌زنند.

 نصب گردنبند ردیاب برروى یوز

ژانویه سال ۲۰۰۷، پروژه رادیوتله مترى و نصب گردنبندهاى ردیاب روى یوزآسیایى براى نخستین بار به صورت عملى آغاز شد. طرف ایرانى این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (یو ان دى پى) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایى و طرف خارجى آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش امریكا (دبلیو سى اس) است .گردنبند ردیاب (جى.پى.اس كولار) شامل یك فرستنده و گیرنده رادیویى و قطعه اى براى تنظیم زمان باز شدن قلاده است.

هومن جوكار، مدیر این پروژه در تهران، هدف از نصب این ردیاب را بدست آوردن اطلاعاتى در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهاى رفت و آمد و مهاجرت یوز عنوان كرده و مى گوید این گردنبندها، آنتن زمینى دیگرى دارد كه اگر از یك فاصله اى به گونه نزدیك تر شویم، بدون دسترسى مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط امواج (یو.اچ.اف) به دستگاهى زمینى منتقل مى شود و از كل این اطلاعات، مى توان به رفتارشناسى این حیوان پى برد.

وزن این گردنبدها ۲۸۰ گرم است. محدودیت زمانى این گردنبند باطرى آن است كه جى پى اس آن تا دوسال مى ‌تواند فعال بماند. گردنبندها طورى تنظیم شده اند كه بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبه‌خود باز مى شوند و از روى سیگنال‌هایى كه مى فرستد، متوجه مى شویم كه كجاست.

هومن جوكار نحوه نصب این گردنبندهاى ردیاب را این‌گونه توضیح مى‌دهد: در ابتداى كاربراى گرفتن یوز در محل گذرشان، ۱۳ تله را با فاصله مى‌گذاریم كه مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض این‌كه حیوان در این تله ها مى افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشك تیم اقدام به بیهوش كردن یوز مى‌كند. نمونه بردارى از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذارى میكروچیپى در پشت گردن یوز از اقدامات بعدى گروه است. بعد از آن از دارویى براى به هوش آوردن حیوان استفاده مى كنیم تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتى تهدیدش نكند.

وى اضافه مى كند: با استفاده از تجربیاتى كه در افریقا براى نصب گردنبد روى یوز پلنگ آفریقایى داشتیم، در ژانویه در منطقه حفاظت شده بافق (یزد) مستقر شدیم و در نهایت در فوریه به شكل آزمایشى در مرحله اول موفق به نصب این ردیاب روى ۲ یوز و یك پلنگ شدیم. این كار حاصل حدودا دو ماه تلاش شبانه روزى تیم در بیابان بود. اما از آنجا كه براى مطالعات و آمارگیرى حداقل نیاز به ۶ نمونه در یك منطقه داریم، دوباره از آبان ماه همان تیم جمع مى شویم و امیدواریم كه این بار با در اختیار داشتن تجربه بیشتر، روى ۴ نمونه دیگر نیز این ردیاب را وصل كنیم.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: حیوانات،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

کانگورو

کانگورو جانوری از راسته کیسه‌داران علفخوار (Diprotodontia) از خانواده دراز‌پایان (Macropodidae) است که در استرالیا و گینه نو زندگی می کند. کانگورو می تواند به کمک پاهایش پرش های بلندی انجام دهد. طول این پرشها به سه متر هم می رسد. دم کانگوروها بلند و عضلانی است. نوع ماده دارای کیسه ایست که نوزاد کانکورو پس از به دنیا آمدن به داخل آن رفته و در آنجا از شیر مادر تغذیه می کند تا به رشد کافی رسیده و قادر به زندگی در بیرون کیسه شود. نوزاد کانگورو در هنگام تولد جثه‌ای بسیار کوچک دارد که قطر آن از دو سانتیمتر بیشتر نمی‌شود.

بزرگترین نوع کانگورو کانگوروی قرمز است. کانگوروی خاکستری نوع دیگریست که تقریبا به بزرگی کانگوروی قرمز می‌شود.

 انواع کانگورو

  • کانگوروی قرمز
  • کانگوروی خاکستری
  • کانگوروی درختی
  • کانگوروی پازرد
  • والابی

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: حیوانات،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

کرگدن

کرگدن سوماترایی (نام علمی Dicerorhinus sumatrensis) کوچکترین گونهٔ کرگدن است که در کشورهای سوماترا، برمه، تایلند، مالزی و احتمالاً لائوس زندگی می‌کند. اندازهٔ بدن آن ۲۵۰ تا۲۸۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم آن نزدیک به ۶۰ سانتیمتر می‌باشد. قدّ کرگدن سوماترایی بین ۱۰۰تا ۱۴۰ می‌باشد. زیستگاه این نوع کرگدن جنگلهای قدیمی در نزدیکی رودخانه‌ها و برکه‌ها است. کرگدن سوماترایی دو شاخ کوچک بر روی پوزهٔ خود دارد که در نوع نر بزرگتر از نوع ماده می‌باشد. بدن آنها نسبت به گونه‌های دیگر کرگدن از موی بیشتری پوشیده شده‌است. البتّه هر چه سنّ او بیشتر شود موهای بدن او می‌ریزد و کمتر می‌شود. هر پای آنها سه انگشت دارد. آنها بیشتر صبح زود و در هنگام بعد ازظهر به چرا می‌پردازند و به ویژه از برگ گیاهان، شاخه‌های نازک، میوهٔ درختان و جوانهٔ بامبو تغذیه می‌کنند. مانند سایر گونه‌های کرگدن آنها نیز دارای حسّ شنوایی و بویایی بسیار قوی هستند ولی داری چشمهای ضعیفی می‌باشند.

کرگدن سوماترایی معمولاً تنها زندگی می‌کند و تنها برای جفتگیری با کرگدنهای دیگر تماس برقرار می‌کند. کرگدن ماده پس از هفت تا هشت ماه بارداری یک فرزند به دنیا می‌آورد که تا ۱۸ ماه همراه با مادر خود زندگی می‌کند. کرگدنهای سوماترایی جوان بدنی پر مو دارند.


نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: حیوانات،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^