خُرما درختی است از تیره گرمسیری جزو تیره نخلها که میوه اش جزو میوه‌های سته می‌‌باشد یعنی تمام قسمت بریکاری آن گوشتی و محتوی مواد غذائی است. دارای هسته‌ای سخت وپوست نازک وشیرین که به شکل خوشه‌ای بزرگ از شاخه آویزان گردد وبرگهای آن بزرگ است. ارتفاع نخل به 10 تا 20 متر وشاید هم بیشتر می‌‌رسد،

به میوهٔ نرسیده خرما، «خارَک» یا «خرک» (و در زبان عربی، «حبابوک») گفته می شود.

پیشینه کاشت

درخت خرما در نواحی گرمسیری و نیمه‌گرمسیری، از جمله ایران پرورش می‌یابد. با اینکه خاستگاه آن را میانرودان، عربستان و شمال افریقا ذکر می‌کنند ولی بررسی‌های علمی، آن را به گونه‌ای به نام علمی P.H. Sivestris که در هندوستان می‌‌روید نسبت می‌‌دهند. باستانشناسان احداث نخلستان‌ها را به پنج هزار سال پیش نسبت داده‌اند زیرا نامی از آن بر لوحه‌های گلی 50 سده پیش یافته اند.

در ایران نخل و خرما از دوران باستان و پیش از هخامنشی کشت می‌‌شده. در ادبیات ساسانی از جمله در کتاب بندهشن از نخل یاد شده است. منابع چینی از ایران (در زبان ایشان بوسی، تلفظ چینی پارسی) به عنوان سرزمین نخل خرما که در نزدشان به نام عناب پارسی و عناب هزارساله مشهور بوده، یاد کرده اند. در پایان سده نهم میلادی، نخل خرما را از ایران به چین برده و در آنجا کشت کرده اند.

در میان کشورهای اروپایی اسپانیا پیشینه بیشتری در کشت خرما دارد.

 اصطلاحات نخل و خرما

در مناطق خرماخیز ایران اصطلاحات و واژه‌های فارسی زیادی در ارتباط با نخلکاری رواج دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  • مُغ یا مُه به معنی نخل است. نام تنگه و منطقه هرمز هم از هور+مُغ تشکیل شده است.
  • فَسیل: ساقه اصلی درخت خرما
  • تیم: هر چه از فسیل بروید اعم از تنه و پاجوش.
  • تیم فسیل: آنچه در کنار تنه اصلی می‌‌روید.
  • مُه‌کُشَک: زاده‌ای که از تنه فسیل برآید.
  • اَبار: گردی که از نخل نر ترشح می‌شود.
  • گله‌بشکن یا تَرَکی: از آفت‌های نخل.
  • تازوغ: سوسکی از آفت‌های نخل.
  • مُشتاب: اتاقک یا سیلویی برای دانه‌دانه کردن و شیره‌گیری از خرما.
  • پنگ: خوشه
  • تاره: برگ نخل
  • پریچه: الیاف اطراف برگ خرما(چسبیده به تنه درخت)( در بعضی مناطق بعنوان اسکاچ نیز مورد استفاده قرار می گیرد)


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1387    | توسط: رضا موسوی    | طبقه بندی: میوه ها،     | نظرات()